تبليغاتX
خاطرات عاشقونه ی یاشار و الهام
سلام بعد از مدتها

سلام به برو بچ باحال خودمون

میدونم که بعد از مدتها داریم آپ میکنیم ولی خوب ۱ سری مشکل بود که گذشت

و اون یکی که اومده نظر داده میخوام بدونم به اون ربطی داره که ما چرا اون عکس و گذاشتیم؟؟؟یا اینکه ما عشقمون چطوره؟؟؟؟؟؟

با پوزش از دوستای گلمون میخوام بدونیم اون میخواد مثل خودشونمثل ۲ تامترسک عشق بازی کنیممممممممممممممممممممممممممممممم؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 18:57  توسط dota ashegh | 
خوب سلام دوستان گل ما

یه خبر طوفانی دارم .........

جنجالی هم میتونه باشه......

هر کس بتونه بگه چیه جایزه میگیره..........

بگم چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمیدونید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعا که عجب دوستای بی مرامی هستین..........

حالا که نمیدونید خودم میگم

فردا..........

فردا..............

فردا............

هه بگم یا نگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب چرا حالا میزنید؟

فردا................

جشن تولدخانمه گلمه

میدونم که ۱۴ تولدشه ولی به دلایلی داره فردا میگیره

هه قرار فردا از صبح مامیش اینا برن بیرون منم میخوام برم کمک خانومیم تا خونه رو تر تمیز کنیم تا دوستاش بیان

نمیدونید که چقدر ذوق دارم تا فردا برسه دیشب خیلی کم تونستم بخوابم از استرسایی که برا ف۶ردا بهم وارد میشه

مطمعنم که فردا خیلی خوش میگذره ولی الان یه سری مشکلات فکرمو مشغول کرده دعا کنید که زودتر مشکلاتم حل بشه تا فردا به هممون خوش بگذره

خوب دیگه من کم کم برم

اها دیدی داشت یادم میرفت

الهامم:

تولدت را که نمایانگره تولد فرشته ی دیگر برروی زمین است را تبریک میگوییم امیدوارم که همه روزت مانند تولدت شاد و خندان باشی

                                                                                        از طرف عشقت یاشار

 

خوب دوستان مراقب هم باشید فعلا بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 10:42  توسط dota ashegh | 
بعد از سال ها من به شما افتخار دادم(چه پروووووووووو) از همتون عذر خواهی میکنم اگه دیر به دیر میام آپمیکنم آخه مشکلات زندگی اجازه نمیده(خلاصه زن و بچه خرج دارن دیگه) ههههههه

نه بدونه شوخی کامپیوترم مشکل پیدا کرده اعصابم و بهم ریخته.تو این مدت که من نت نمی اومدم و خانومم به جای من میومد گفت که طرفدارام دره وب و دارن از جا در میارن که منچرا آپ نمیکنم خلاصه دیدم امروز وقت شد تونستم بیام نت گفتم بهتره یه آپی هم کنم.والا نیدونم چی بگم چون هر چی پیش میومد جالب بود خانومیم زحمت میکشید به انگشتایه نازش سختی میداد که آپ کنه(آخه چقدر دوسش دارم)

نمیدونم چی بگمممممممممم چی بگم اهاااااااااااااااااااااااااااااااااا نمیدونم آبجی عسل گلمون چشه ۲و۳ روزی هست که جواب نیده نیدونم چی شده نیدونم از دستمون ناراحته یا ............. ولی هر چی هست میخوام بگم دلما ۲تا عاشق کلی براش تنگ شده(آخه دلمون کوچیکه)حالا اگه کسی میدونه آبجیم چش شده به ما هم بگه اگه آبجی جون خودتم اومدی بگو مشکل چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همتون رو دوست داریم معذرت اگه آپم کوتاه بود(اینم برا این بود که بعضی از دوستان ناراحت نشن از دستم)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 12:31  توسط dota ashegh | 
سلام سلام سلام من از مسافرت برگشتم (زیارتم قبول) .

تو این مدتی که نبودم خیلی یاشارمو ازیت کردم اقایی بازم میگم منو ببخش تو این مدت ابجی عسلم کلی به دادم رسید ابجی دستت درد نکنه  . ولی خوب الان همه چی به وضعیت عادی برگشت .

دیروز منو اقام از نزدیکای ظهر تا بعدازظهر دریا بودیم جاتون خالی کلی خوش گذششششششششششششششششت واسه نهارمونم رفتیم ساندویچ گرفتیم بردیم . اقایی با خوش میوه اینام اورده بود . این لانس چیه اونم اورده بود ماهی بگیریم . یاشی ۸۰-۷۰ تا ماهی گرفت (اقایه خودمه دیگه ) . کلی داشتیم خوش میگذروندیمااااااااااا جاتون خالی . اقایی میوه اورده بود چاقو نیاورده بود   درهرصورت ما میوه هارو خوردیم . این اخریا یاشاز گفتا الهام دستتو تو کوله ی من نکن خطرناکه توش منم گوش ندادم داشتم کولشو میگشت یهو دستمو تو اون یکی طرفش کردم دستم تیییییییییییییر کشید سوزیددددددددددددددد  تو کولش تیغ بود که گوشته انگشتمو یه تیکشو برید هه  بعد یاشی از رو تیغ برداشت . اقا جاتون خالی می سوزیدااااااااااااااااااااا نفسم رفت . یک عدد جوراب کهنه ی یاشی را که تا چند لحظه پیش در نبوده دستمال کاغذی به عنوان دماغ گیر استفاده می کردیم . گرفتیم دستمو تا خونش بند بیاد بعد یاشی رفت از مسافرا اومده بودن دستمال کاغذی گرفت اب ریخت رو دستم دستمال و پیچید دوره دستم گفت فشار بده  ( می سوزیییییییییییییید ) الهی من بمیرم اقام اینقده ترسیده بود (خانومت واست بمیره ) . موقع اومدنم تو ماشین مامانم اس ام اس داد  که مامان بزرگه بابام فوتید (خدا بیامرزتش . ولی عمر نوح داشتاااااا )  . الانم من دارم میرم با اقایی اس ام اس بازی کنیم . در کل دیروز محشر بوددددددددددددددد .

یاشارم خیلی دوست دارم .

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 17:18  توسط dota ashegh | 
آخ که من تو این چند روزی که الهام نبودو من چالوس بودم از دوری داشتم میموردم

ولی امد امروزم اومد ولی نمیدونید چه قدر دلم براش تنگ شده بود

امروزم که تا دلمون میخواست پیشه هم بودیم الان رفت خونه منم امدم نت آپ کنم آخ که نمیدونید چه قدر به ما دو تا خوش گذشت الان

آخ که چقدر من الهام و دوست دارم

الهام خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دوست دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 19:10  توسط dota ashegh | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام به همه ی عاشقای دنیا .
ما اسممون الهام و یاشاره و هدفمون از درست کردن این وبلاگ ثبت خاطرات خوشه عاشقیمونه .

نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
پیوندها
دخترک شیطون بلا (آبجی عسل)
love... ( آبجی زیبا )
جوجو های عاشق(داداش علی و خانومش آبجی افسانه)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

k3cod.com

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

 

کد آهنگ